تماس با مدير وبلاگ  تکليف و چک ليست بازي و سرگرمي آزمايش هاي علمي  فعاليت هاي آموزشي شعر و داستان مصور کاردستي صفحه نخست
وب سایت تخصصی کودکان - وقتی که لب های محمدامین سوژه می شود

وب سایت تخصصی کودکان

به خانه دانش آموزان بندر خوش آمدید

باد شمال که می آید تازه قدر هوای شرجی بندر را می دانیم . پوست های خشک دست و لب و خشکی موها طی این چند روزی که باد می وزد گاهی وقت ها عذاب آور می شود . صبح به کلاس وارد می شوم . ریاضی را تدریس می کنم . محمد امین را می بینم که امروز چقدر با لب های خشکیده و ترک خورده اش کلنجار می رود . به محمد امین می گویم کاش پماد ویتامین یا کرمی همراه داشتم به لبت می مالیدی ، " لبت مثل لِگِجی سرخ شده " بچه ها می خندند . محمد امین هم با نیم لبخندی که ترک های خشک لبش اجازه لبخند شدن را به او نمی دهند ، خنده بچه ها را دنبال می کند . علی پرسید : " خانم اجازه لگجی چیه ؟ " رو به بچه ها گفتم : به دوستتان بگویید لگجی چیست . همه ساکت بودند . هیچ کس نمی دانست لگجی حیوان است یا درخت ، گل است یا پرنده . با خودم گفتم :

"چه جالب ! در کتاب هدیه های آسمان درس شادی گل ها را تدریس کردم و از گل لاله و بنفشه برای بچه ها گفتم و غافل از این بودم که هنوز بچه ها با گونه های گیاهی منطقه خودمان آشنایی ندارند . به جای اینکه از لاله و بنفشه ای حرف بزنم که خیلی از بچه ها تا به حال ندیده اند ، بهتر این بود که همین لگجی را به بچه ها معرفی می کردم ."

لبخندی می زنم و میگویم حدس بزنید لگجی چیست ؟ هر کدام چیز قرمز رنگی را مثال می زنند .
خاطره ای از کودکیم را با لگجی تعریف می کنم و بچه ها حالا متوجه شده اند که لگجی باید درخت یا گیاهی کوچک باشد .
به بچه ها می گویم : "محقق های کوچولو دست به کار شوید و تحقیق کنید . دوست دارم فردا که به کلاس می آیم دانشمند ببینمتان ."
امروز وقتی به کلاس رفتم چقدر از فعالیت بچه ها خوش حال شدم .

عرفان و محمد امیر و دانیال میوه ی لگجی را با خود آورده بودند .

www.bandarstudents.blogfa.com

شایان گل لگجی را با خود آورده بود .

این هم میوه ی باز شده ی لگجی است .

ساقه های درختچه لگجی با خارهای ریزش هم برای بچه ها جالب بود .

مطالبی که بچه ها جمع آوری کرده بودند را برایشان می خوانم و می گویم : " بچه ها خود من تا به امروز نمی دانستم که لگجی این قدر فایده دارد "

شایان که گل هایش را خوب نگاه کرده بود عنکبوتی را میان یکی از آن ها پیدا کرد که تارهای سفید رنگ زیبایی را برای خودش تنیده بود ، حیف که امروز بیچاره خانه خراب شد .

وقتی که زنگ می خورد به بچه ها می گویم : " بچه ها یادتان هست چه مساله ای باعث شد دنبال این کشف های زیبا برویم ؟ " محمد امین می خندد . بچه ها می خندند . دنیا به من می خندد .

+ برای اطلاعات بیشتر در مورد این گیاه اینجا را بخوانید .
+ در اصطلاح محلی ما وقتی کسی لبش خیلی قرمز باشد به گل لگجی تشبیه می شود .

نوشته شده در 90/08/02ساعت 20:15 توسط خانم معلم بندری| |

Design By : خانم معلم بندري